منشور زندگی
-
تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 16:22
حرفها،داستانها و سرگذشت ها را مینگارم و مقصود معشوقه ای نیست،انها همه داستانهای زندگی است، و تقدیم به پسرمزندگی منشوریست در حرکت دوار،منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دل فریبش آن را دوست داشتنی خیال انگیز و پر شور ساخته است...داستان زندگی×××××××××××××××××××××با دو قبـــــــــله در ره توح...
خوش آمدی
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 11:53
حرفها،داستانها و سرگذشت ها را مینگارم و مقصود معشوقه ای نیست،انها همه داستانهای زندگی است، و تقدیم به پسرمزندگی منشوریست در حرکت دوار،منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دل فریبش آن را دوست داشتنی خیال انگیز و پر شور ساخته است...داستان زندگی×××××××××××××××××××××با دو قبـــــــــله در ره توح...
دلواپس گذشته مباش و غمت مباد
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 11:53
حرفها،داستانها و سرگذشت ها را مینگارم و مقصود معشوقه ای نیست،انها همه داستانهای زندگی است، و تقدیم به پسرمزندگی منشوریست در حرکت دوار،منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دل فریبش آن را دوست داشتنی خیال انگیز و پر شور ساخته است...داستان زندگی×××××××××××××××××××××با دو قبـــــــــله در ره توح...
دروغ
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 11:53
حرفها،داستانها و سرگذشت ها را مینگارم و مقصود معشوقه ای نیست،انها همه داستانهای زندگی است، و تقدیم به پسرمزندگی منشوریست در حرکت دوار،منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دل فریبش آن را دوست داشتنی خیال انگیز و پر شور ساخته است...داستان زندگی×××××××××××××××××××××با دو قبـــــــــله در ره توح...
ماورای بودن ها و نبودن های ما...
-
تاریخ: 1400/12/20 ساعت: 20:50
حرفها،داستانها و سرگذشت ها را مینگارم و مقصود معشوقه ای نیست،انها همه داستانهای زندگی است، و تقدیم به پسرمزندگی منشوریست در حرکت دوار،منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دل فریبش آن را دوست داشتنی خیال انگیز و پر شور ساخته است...داستان زندگی×××××××××××××××××××××با دو قبـــــــــله در ره ت
منو دریاب
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:54
حرفها،داستانها و سرگذشت ها را مینگارم و مقصود معشوقه ای نیست،انها همه داستانهای زندگی است، و تقدیم به پسرمزندگی منشوریست در حرکت دوار،منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دل فریبش آن را دوست داشتنی خیال انگیز و پر شور ساخته است...داستان زندگی×××××××××××××××××××××با دو قبـــــــــله در ره توح...
کهنه و تازه
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:54
حرفها،داستانها و سرگذشت ها را مینگارم و مقصود معشوقه ای نیست،انها همه داستانهای زندگی است، و تقدیم به پسرمزندگی منشوریست در حرکت دوار،منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دل فریبش آن را دوست داشتنی خیال انگیز و پر شور ساخته است...داستان زندگی×××××××××××××××××××××با دو قبـــــــــله در ره توح...
تو خندیدی...
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:54
حرفها،داستانها و سرگذشت ها را مینگارم و مقصود معشوقه ای نیست،انها همه داستانهای زندگی است، و تقدیم به پسرمزندگی منشوریست در حرکت دوار،منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دل فریبش آن را دوست داشتنی خیال انگیز و پر شور ساخته است...داستان زندگی×××××××××××××××××××××با دو قبـــــــــله در ره توح...
شوق مبارزه،قصه تلخ زندگی گاوها
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 6:40
شوق عجیبی دارند!بزرگترین آرزویش این است که ... وارد میدان مبارزه شود!غافل از این که هیچ وقت برنده نخواهد شد.گاوها نمیدونند که هیچ وقت برنده نخواهند شد.
شاهد
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 6:40
باد و خاک و چمنهای گرد و خاک گرفته انتهای بلوار سر کوچهسا عت های خلوط و سایه کج ته کوچهحالی که بی حال شدو حوصله ای که بی حوصله شدمسیرهایی که زیر پا، پای کوب شدبچه های که دیروزشان همه خاطره شدطاقتی که به سر آمدپسر بچه هایی که مرد شدندو دلهایی که تنگ شدو شهری که غریب شد، شاهد همه چیز بودند...
اشتباهی که تکرار نشد
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 6:40
تابستانی که در آنشبها هنگام ستاره ها به دروغ به ماه چشمک میزنندماه منتظر 13 است و تیر برقی که خاطره نویسی شدهو دیواری که یادگار بیقراریهاستخانه ای که تاریک است و صبحی که بیقرار بر میخیزدروزهایی که گذشت و رفاقتهایی که فراموش شدوشهری که او بیقرار از آن دور شد و اشتباهی که دیگر هرگز تکرار نشدخبری از تو...
تنهایی
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 6:40
بگذار نسیمی که دلتنگ است پنجره اتاق آبی را بکوبد بی حاشیه و بی نقابتنهایی همین است.
حرفهای من و تو
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 21:52
او گاهی وقتها از خط موازی و ... حرف میزدمن از جادهو تو از رویاهامن از خستگیو تو از نگرانیمن از حقیقتو تو از خیالمن از توو تو از آغوش دیگریحرف میزدی.
امانتی
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 21:52
او را درگیر چه کردی؟تکلیفش را حساب کردی که چه میشود؟نگفتی که ممکنه قلبش بشکنه و روحش بمیره!روحی که از تو به امانت گرفته است...
هر چه باشد...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 21:52
قول و قراری بینمان باشد؟بیدارم مکن،میرنجم،بگذار با خیالم راحت باشمبا من سخت گیر نباشمیدانم روزی میرسد که به تو میرسمشنیدم که از من سوال میکنند و من باید جواب بدهمو اول از همه از تو از من میپرسند!!!چه
حریف من ....
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 21:52
تو داستان زندگی،منو خودی زد ...کاش میشد بگم از حریف خوردم ...*************************شناختم تو را،غریبه نیستی با منتاریکتر از آن هستی که او تو را گم کند!،کجا میشود تو را گم کرد؟!!!گم شده ای هستی که برای بخت بد او یک سیاهی تمام عیاری...
درد دلش...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 21:52
باور کنی یا نهبود روزهایی که او فقط پرسه میزدودرد دلش را به آهی که میکشید،به قدمهایی که میزد،به کف خیابونی که نگاهش را دزدیده بودوبه زبری دیوار،دود سیگار و تیر برق کم نور ته کوچه میگفت...به بارانی که بی وقت میبارید و به سرمایی که رمقش را بریده بود
دیوانه!!
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 21:52
او نمیدانست چرا وقتی با تو حرف میزدهمه میگفتن( او )دیوانه است !!!
روزی میاد که هیچ چیزی نخواهی داشت و باید به یک نفر....
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 21:52
روزی میاد که...،که دیگه حس حسادت و یا حس دیوونه بازی کردن و ... رو بهش نداشته باشیاین یعنی که ... یعنی اینکه واقعا قلبت مردهخوشحال یا مغروور نباش از اینکه تو تونستی فراموشش کنی ...واقعیت اینه کــــــ
لعنتی خودِ خودت
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 21:52
بین این کلمات دنبال چی میگردی؟اینها همه و همه خود تو هستیآره،خودِ خودتاو هم ی روزی واسه رفتنت دلشوره داشت،لعنت به تو