خرید بک لینک

او میخندید...

زود، خیلی زود دچارش شد.

و تو باز هم به او خندیدی

میدانست اشتباه بزرگیست، پس این ماجرا تاریکی بی پایانیست

و میدانست عمرش را بیهوده به راه خواهد رفت...

میدانست اشتباه بزرگیست که راه 1ی نخواهد داشت

او میدانست

اما دیوانه را چه به دانستن !!!

+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۲/۲۸ ساعت 18 توسط مردی که قبلا میخندید.  | 

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 13:45

صفحه بندی