خرید بک لینک

من، خودم یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۱،

... و ما انسان را در سختی آفریدیم...

و ما خودمون انتخاب کردیم که به این دنیا وارد بشیم

به این دنیا که مثه ی باشگاه ورزشی میمونه و تمریناتش سخت و درد ناکه

ما خودمون جسم،قد، جنسیت،قیافه و حتی اسممون رو انتخاب کردیم و از خدا درخواست کردیم که مایلیم و حاظریم با همه شرایط پا به این دنیا بگذاریم....

ما خودمون انتخاب کردیم که با چه کسانی در این دنیا آشنا بشیم و عاشق چه کسی بشیم!!! و.... آره ما خودمون همه ماجراهایی که تو این زندگیمون داره برامون اتفاق می افته، انتخاب کردیم

اما مساله اینجاست خدا گفت بنده من، من همه چیز رو از ذهن و حافظه ات پاک خواهم کرد و تو هیچ درکی از اینجایی که هستی نخواهی داشت، و ما باز با اصرار و پررویی تمام گفتیم نه خدا!!! من میتونم از پس دنیا بر بیام حتی اگر منو که الان روح هستم و درک کاملی از خلقت دارم رو در درون جسمی سنگین و آسیب پذیر وارد کنی و همه درک ها و تکاملات روحیم رو ازم بگیری، باز هم در دنیا رشد خواهم کرد و به درک اولیه کامل از خلقت خواهم رسید و.... و ما هی با خدا سر این موضوع بحث کردیم و بلاخره خداوند فرمود "...و ما انسان را در سختی آفریدیم"، "... ما انسان را در خسران آفریدیم..."

ما دانسته آمده ایم به اینجا، اما هنوز هیچ نمیدانیم

همواره از سختی ها مینالیم و ناراحتیم

حتی خدا رو هم فراموش کردیم.گم گشته خویش شده ایم

خدا من یادم نیست وقتی روح بودم چه حرفهایی زدم

ولی آیا گفتم که اگر زیادی سخت بود و خواستم انصراف بدم از این زندگی، کمکم میکنی؟؟؟ این تبصره رو ازت خواستم؟؟؟

هنوز نمیخوام انصراف بدم، ولی به بزرگیت قسمت می دهم

گاهی زندگی خیلی سخت میشه...کمکم کن.

من به تک تک کلماتی که الان نوشتم ایمان دارم

.... بعضی وقتها دیگه زورم به زندگی نمیرسه

خداوندا، میدانم هیچ رنجی که طاقتش را نداشته باشم بر روح و جسمم نازل نخواهی کرد. میدانم به من هشدار دادی که دنیا جای قشنگی نخواهد بود... پس من چرا اصرار به آمدن داشتم

چرا انتخاب و دوس داشتنم اینگونه شد؟

چرا او را که میدانستم بهش نمی رسم، انتخاب کردم

ماجرا چیست؟

چرا من هنوز چیزی نمی دانم؟؟؟

بعد نوشت: من گناه کردم که او را بوسیدم؟ گنا کردم که او را میان خود و دیوار فشردم و.... زندگی همین بود؟

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: سه شنبه 23 مرداد 1403 ساعت: 18:21

صفحه بندی