خرید بک لینک

راستش باورم نمیشه که به این سن رسیدم و هنوز دارم مینویسم

به این فکر میکنم که خیلیا که الان دارن وبلاگ مینویسن، کل سنشون و سالهایی که زندگی کردن به اندازه سن این وبلاگ نیست

و تازه تو ببین من کیم که هنوز دارم مینویسمممم!!!

میدونم، الان دیگه خیلی چیزها عوض شده

اعتراف میکنم که حتی روزهای بد اون موقع ها،منظورم 18،19 سال پیشه، خودش کلی دلخوشی داشت برام

سالهای 1383،1384 فکر میکنم شروع بهترین روزهای زندگیم بود

ولی خیلی زود و در خرداد همون سال 1385 همه چی به گند کشیده شد .

شاید تویی که الان اینو میخونی تاریخ تولدت همون سالهای 1383 اینا باشه

بهتره بدونی، زندگی سراسر شادی و خوشی نیست...

هدفت هم اگر صرفا خوش بودن و شاد بودنه، بدون که به همچین هدفی هرگز نخواهی رسید

از من پیر مرد این مورد رو بشنو و قبول کن.

ببین مودت چیه،اگر درونگرایی زیاد قاطی آدمهای دور و اطرافت نشو

عشق و عاشقی رو هم کلا بیخیال شو

خوب درس بخون،حتما شغل خوب گیرت میاد، خدا کمکت میکنه

مستقل که شدی از تنهایی خودت لذت تمام دنیا رو ببر.من به طرز عجیبی از تنهایی لذت میبرم

و اما اگر برونگرایی متاسفانه چیزی برای گفتن ندارم چون خودم اینجوری نیستم.

20 تا 30 سالگیت پر افت و خیز میشه برات

بعدش همه چی آروم میشه، میبینی موهات سفید شده و تقریبا دیگه یواش یواش داری علائم پیری رو تو چهره ات میبینی

روابط کاریت مهم میشه برات، سرت شلوغ میشه

و هم سن من که شدی ی جورایی از کار کردن هم خسته خواهی شد، از درگیریها از کش مکشهای محیط کار از ... هی چی بگم آخه

بعد تازه آرزو خواهی کرد که کاش مثه قدیما، خیلی قدیما پیش مامان و بابات میبودی و راحت کودکی و نوجوونیت رو دو باره زندگی میکردی

ظهر تابستونا زیر آفتاب خیس عرق که میشدی سرت رو میکردی تو حوض حیاط خونتون و ی حالت نفس نفس زدنی هست آدم وقتی سرشو میکنه تو آب سرد ی هو

ی جوری میشه انگاری نفست بند میاد، اونجوری میشدی و کلی کیف میکردی.

متاسفانه یک بعد از این جهان، بعد فضا-زمانه و واقعا نمیشه کاریش کرد این زمان میگذره

و خواه ناخواه باید ادامه بدی، باید عاشق بشی و به عشقت نرسی

بعدش با یکی دیگه ازدواج میکنی و بچه دار میشی و نه احساسی هست و نه عشقی

وفقط دوس داری و دلت میخواد کمی در آرامش باشی و فرزندت عاقبت به خیر بشه و .... دیگه ته خطه

فکر کنم دیگه باید 40 سالت شده باشه، باید برای آینده بچه ات ی چیزایی رو بدست بیاری و براش به ارث بذاری

کلیات زندگی زیاد بد نیست، این جزئیاتشه که آزار دهنده میشه

حاجی بلاخره باید ی اتفاقی بیافته دیگه

دلم تنگه برای تنهایی هام، بد جوری دلم میخواد تنها باشم

با خودم باشم.فقط با خودم.

تمام.

بعد نوشت: دلم میخواد کل وجودشو به فوحش بکشم، اینقدر فوحش بدم بهش، هر چی که فحش بلدم رو حوالش کنم

آدم عوضی بی مصرف پول پرست به قول خودت بی شرف که ریدی تو زندگی ی آدم!!! ی آدم بی گناه!

بعد نوشت2: فقط میتونم بگم خاک تو اون سرت، احمق پول ندیده، دردت چی بود تو؟ فاز الانت چیه؟

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 20:03

صفحه بندی