خداوند منو تنها آفرید
ولی من به حرفش گوش نکردم، ی اضطراب عجیبی همیشه داشتم و همین اضطرابه اجازه نداد با خودم باشم، به خودم وفادار باشم، نسبت به خودم متعهد باشم، من به خودم وفا نکردم
اصلا قدر خودمو ندونستم... ![]()
حالا همش هی فیلم میبینم و بعضی سکانساشو بقدری خوب درک میکنم... سکانسهایی که چشمهای بازیگر خواب آلود،خمار میشه... و پوست صورت آدم داغ و رنگش سرخ میشه
من کلا از این دنیا این موضوع رو تونستم درک کنم![]()
فحش هم بلدم بدم
سیگار هم خوب بلدم بکشم
برام اهمیتی نداره شما ها چه فکری میکنید در موردم
برچسب:
نویسنده: کیان حسینی